زمان مورد نیاز برای وارد شدن در رابطه جدید

[ad_1]

زمان مورد نیاز برای وارد شدن در رابطه جدید

 

odai زمان مورد نیاز برای وارد شدن در رابطه جدید

 

بعد از طلاق یا جدا شدن از عشق سابق، لازم است که فرد مدتی وارد رابطه جدید نشود تا بتواند آسیب ها و زخم های ناشی از رابطه قبلی را بهبود دهد و دردهایش را التیام بخشد. پس از این دوره فرد از لحاظ روانی آماده شروع یک رابطه جدید می شود و رابطه سالمی خواهد داشت.

 اما چند وقت باید از طلاق و جدایی بگذرد تا بتوان رابطه جدیدی را شروع کرد؟ از کجا می‌توان فهمید آمادگی لازم برای شروع یک رابطه جدید را پیدا کرده‌ایم؟

 

در پاسخ به این سوال که از کجا می‌توانیم بفهمیم آمادگی تن دادن به رابطه و ازدواج تازه را داریم یا نه به طلاق و مقتضیات و شرایط پیرامون آن بستگی دارد

هرچه در رابطه یا ازدواج قبلی خود زخم خورده‌تر، عصبانی‌تر و قربانی‌تر بوده باشید باید قبل از آنکه پا به رابطه یا ازدواجی جدید بگذارید بیشتر صبر کنید.

چنانچه رابطه یا ازدواج شما بسیار آزاردهنده بوده یا به ناگهان پایان پذیرفته در مقایسه با زمانی که طلاق با توافق دو طرف صورت گرفته و فرآیند آن طولانی‌تر بوده است به مدت زمانی بیشتر نیازمندید.

چنانچه فرزند دارید به زمانی بیشتر نیاز دارید تا به خانواده خود سر و سامان و ثباتی تازه ببخشید و پس از آن بتوانید رابطه‌ای جدید را شروع کنید.

چنانچه دلیل طلاق و جدایی شما رابطه نامشروع و خیانت نامزد همسرتان بوده بی‌تردید به زمانی بیشتر برای التیام روحی – روانی نیاز خواهید داشت در مقایسه با ازدواج‌هایی که به دلایلی دوستان‌تر پایان می‌پذیرند.

همچنین : روزهای سخت بعد از جدایی و طلاق را چگونه تحمل کنیم؟

 

مراحل چهارگانه التیام پس از جدایی

درک مراحل چهارگانه التیام روحی پس از جدایی به شما کمک خواهد کرد دوران بعد از جدایی و طلاق را بهتر بگذرانید تا بتوانید آمادگی لازم به منظور شروع رابطه جدید را پیدا کنید. این مراحل عبارتند از:

 

 

مرحله اول: کندن و جدایی (دو هفته تا دو ماه)

هنگامی که یک نفر را دوست دارید امیدها، آرزوها، انرژی‌ها و قلب‌هایتان باهم در می‌آمیزند و هنگامی که به این رابطه پایان می‌دهید به مرحله‌ای پا می‌گذارید که آن را مرحله کندن و جدایی می‌نامند. هر چه مدت زمانی که با آن فرد بوده‌اید طولانی‌تر باشد این مرحله نیز طولانی‌تر خواهد بود. در این مرحله ممکن است زیاد گریه کنید. بسیار طبیعی است که در این مرحله وسوسه شوید سراغی از آن فرد و آن رابطه بگیرید. مرحله کندن و جدایی دردناک‌ترین و سخت‌ترین بخش پایان دادن به هر رابطه است. در طول این مرحله احساس می‌کنید همیشه در این مرحله خواهید ماند و هرگز حالتان تغییر نخواهد کرد.

 

 

مرحله دوم: انطباق و سازگاری (دو تا شش ماه)

هنگامی که گه‌گاه حالتان خوب می‌شود و دو سه روز از غم جدایی فارغ می‌شوید، می‌فهمید که وارد مرحله دوم شده‌اید. می‌توان گفت که با وارد شدن به این مرحله بخش اعظم درد و رنج مرحله اول را پشت سر گذاشته‌اید. حال وقت آن رسیده که خودتان را با زندگی جدید و به دور بودن از نامزد / همسر قبلی وفق دهید.

 

 

مرحله سوم: التیام (شش ماه تا یک سال)

در مرحله سوم شاهد آن خواهید بود که زندگیتان دوباره شکل طبیعی می‌گیرد و دوباره به حالت اول برمی‌گردد. دیگر در مرحله انتقال یا جابه‌جایی از زندگی گذشته به زندگی جدید نیستید بلکه ثبات پیدا کرده‌اید. ممکن است درگیر رابطه‌ای جدید شده یا به شروع رابطه‌ جدید علاقه‌مند شده باشید.

 

مرحله چهارم: بهبود (یک یا دو سال)

مرحله چهارم، مرحله انتقال و جابه‌جایی محسوب می‌شود که طی آن بقایای درد و رنج ناشی از به پایان رسیدن رابطه یا ازدواج قبلی نیز التیام می‌یابد و شما خود را با ثبات هر چه تمامتر در زندگی تازه تثبیت می‌کنید. دیگر کمتر درباره ازدواج یا رابطه قبلی خود فکر می‌کنید و احساس نمی‌کنید به تازگی از رابطه‌ای دردناک بیرون آمده‌اید. مصادف با این مرحله ساختار اجتماعی جدیدی پیرامون خود بنا خواهید کرد، دوستان جدید، علایق جدید‌، ترجیحات و اولویت‌های جدید در عشق و نیز سمت و سو و اهداف جدید برای خود خواهید داشت. می‌توان گفت که زندگی جدید شما شروع شده است. می‌توانید از آن لذت ببرید.

صرف گذراندن این چهار مرحله و رهایی کامل از غم جدایی می‌تواند یک تا پنج سال به طول بیانجامد، بسته به اینکه شما چقدر تمایل داشته باشید گذشته را رها کنید و برای التیام احساسات خود کار کنید و از تجربه گذشته درس عبرت گرفته باشید.

همچنین : وضعیت مردان پس از طلاق چگونه است؟

برای شروع رابطه جدید عجله نکنید

یک نکته مهم که باید رعایت شود آن است که هرگز برای شروع روابط جدید عجله نکنید و به منظور پرکردن خلا روحی عاطفی خود و فرار از درد و رنج خود را درگیر رابطه‌ای جدید نکنید. خودتان را گول نزنید و خیال نکنید همه مشکلات تقصیر نامزد / همسرتان بود و حال که دیگر در زندگیتان حضور ندارد با مشکلی روبرو نخواهید شد و تنها کاری که باید انجام دهید این است که شخصی جدید را به زندگی خود بیاورید.

به یاد داشته باشید شما بودید که آن شخص را انتخاب کردید. قبل از شروع رابطه جدید و آنکه با کسی درگیر شوید، دلایل این انتخاب خود را بشناسید و زمینه‌های روحی – روانی آن را کشف کنیددر جهت التیام روحی – روانی خود کار کنید تا گذشته خود را بشناسید و آن را التیام بخشید. مضاف بر اینکه باید بیاموزید چگونه از ارتکاب اشتباهات مشابه در آینده جلوگیری کنید. اینبار در مورد ویژگی‌های فرد مناسب برای ازدواج بیشتر بیاموزید.

 

 

اگر خیلی زود با شخص مناسب روبرو شدیم چه کنیم؟

حال این امکان نیز وجود دارد که در عین آنچه گفته شد، دنیا به یکباره با شما مهربان شود و فردی فوق‌العاده و مهربان را برای شروع رابطه جدید سر راه شما قرار دهد. آنهم در حالی که چیزی از طلاق و جدایی‌تان نگذشته است و هنوز در فرایند التیام روحی – روانی خود در میانه راه هستید و آن را به پایان نبرده‌اید.

چنانچه عاشق فردی فوق‌العاده شدید که او نیز به رشد و تغییر شخصی پایبند و حامی رشد و تغییر شما نیز باشد و علاوه بر آن نیاز شما به التیام زخم ناشی از رابطه یا ازدواج قبلی‌تان را درک کند، دیگر چه می‌خواهید؟ به او نگویید: «می‌شود الان برویم و نه ماه دیگر برگردی؟» در عوض دودستی به او بچسبید و خداوند را شکر کنید که هنگامی که هنوز در میانه‌ی روند بهبود خود هستید رفیق راهی برایتان فرستاده است تا در این فرآیند کمک حالتان باشد.

عشق هدیه‌ای است گرانبها که از زمان‌بندی خاص کیهانی که بسیار دقیق و منظم است پیروی می‌کند و اغلب اوقات خارج از درک و فهم ما انسانهاست.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

آیا ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍﺑﻄﻪ داریم؟!

[ad_1]

آیا ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍﺑﻄﻪ داریم؟!

 

svad آیا ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍﺑﻄﻪ داریم؟!

 

ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﯾﺘﻤﯽ ﻣﻼﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﯿﻢ‎

 

ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ! ﺍﻏﻠﺐ ما ﮐﺴﯽ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﯽ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ میﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺸﺨﺼﻪﻫﺎﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﯾﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﻣﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺣﺲﻫﺎﯼ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ، اختلالات ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ، ﺗﻌﺎﺑﯿﺮ ﻏﻠﻂ، ﺟﻮ ﺯﺩﮔﯽ ﻭ… ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ.

 

“ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺏ” ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ بیشترین ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺭﮎ را ﺍﺯ ﺷﺮﺍﯾﻄﻤﺎﻥ ﻭ ﻣﺘﻘﺎﺑﻼ، ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺩﺭﮎ ﺭﺍ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ.

ﻭ ﺷﺒﺎﻫﺖ، ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ.

ﻓﻘﺪﺍﻥ ﻣﻄﻠﻖ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ!!

ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﻣﻄﻠﻖ ﻣﺎ، از آنچه هستیم و دوست داریم باشیم، ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ.

ﺩﻣﺪﻣﯽ ﻣﺰﺍﺝ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻨﺪﺧﻮ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﺗﻼﺷﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺁنکه ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ! ﺍﺯ ﻋﻼﺋﻖ ﺧﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎ، ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻃﻠﺐ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ، شناختی نداریم.

ﺍﯾﻦ ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺳﺒﺐ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﺭﺍﺑﻄﻪﺍﯼ ﺩﻭﺍﻡ ﻧﯿﺎﻭﺭﯾﻢ، ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻌﺮﯾﻔﯽ ﺍﺯ ﺣﺲ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ.

 

 

ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻋﺪﻡ ﺗﻌﺎﺩﻝ!!

اکثر ما ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻭ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯾﻢ. ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺗﻨﺪ ﻣﯿﺮﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﻔﺴﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪ ﻣﯿﺎﯾﺪ. ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻫﻔﺘﻪﻫﺎﯼ ﺍﻭﻝ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺧﺮﺝ می‌کنیم، ﺗﻮﻗﻊ طرف مقابل ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺑﺮﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺎﺗﺮﯾﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﺪ، ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻭ…

 

“ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ” ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﯾﺘﻤﯽ ﻣﻼﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﯿﻢ، ﻭ ﻧﯿﺰ، ﻧﯿﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﯾﺞ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﯿﻢ. ﻧﻪ ﺧﻔﻪﺍﺵ ﮐﻨﯿﻢ و ﻧﻪ ﻭﺍﺩﺍﺭﺵ ﮐﻨﯿﻢ ﺧﻔﻪﻣﺎﻥ ﮐﻨﺪ.

 

 

ﻗﺪﺭﺕ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ!!

ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ، ﺟﺰﺋﯽ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺯ ﺭﺍﺑﻄﻪﺍﻧﺪ. ﻣﺜﻼ” ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ در ﻣﯿﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻋﺎﻃﻔﯽ بفهمیم ﻣﺮﺩﯼ ﯾﺎ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭیم، ﻋﺎﺩﺗﯽ ﯾﺎ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ما ﺗﺤﻤﻠﺶ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ.

 

 

آیا ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﯽکنیم؟

البته که نه.. چرا که ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﻭ ﺁﻧﯽ ﻭ ﺳﻠﺒﯽ از خود ﻧﺸﺎﻥ می‌دهیم. ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺗﺤﻠﯿﻞ، ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩ ﭘﺨﺘﮕﯿﺴﺖ ﻭ ﺗﺎ ﺯﻣﺎنیکه ﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﻫﺮ ﺭﺍﺑﻄﻪﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻭﺍﻧﻤﻮﺩ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻣﺎﺳﺖ، ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﺫﻫﻨﯽ ﻏﻠﻂ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻏﻠﺒﻪ می‌کند ﻭ ﺍجازه نمی‌دهد ﮐﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭ ﺩﺭﮎ ﺩﺭﺳﺖ، ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺑﺮﻭﺯ ﺗﻨﺸﻬﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺷﻮﺩ.

 

 

 ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ!!

ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﺳﺖ، ﺧﻮﺩ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﺪ. حتی ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎ، ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎ ﻭ ﻋﻼﺋﻖ ﺍﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﻢ. ﻏﺮﻭﺭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﻭ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﻭ ﺩﺭﮐﺶ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﺍﻭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺳﺎﺧﺘﻪ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ؛

ﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪی ﻣﺎ، ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩﺍﯼ ﺑﺴﺎﺯﺩ.

ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ.

 

ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ از نظر روحی، جسمی، مالی، خانوادگی و غیره ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺘﻌﺎﺩﻝ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ، ﺍﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﻢ. ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻡ ﺗﻌﺎﺩﻝ، ﺗﻨﻬﺎ ﺁﺳﯿﺐ ﭘﺬﯾﺮﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ.

 

ﻭ خوب‌تر ﺁنکه، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻗﺎﻟﺐ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ و ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺮ ﮐﺮﺩ.

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع